الملا فتح الله الكاشاني
412
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ديگرى بر تقريرى مستقيم در فصول سنه و حسابى مستوى از اظهر آن چيزيست كه استدلال به آن ميتوان نمود بر وجود صانع عالم و به جهت اظهريت اينست كه ابراهيم خليل ( ع ) انتقال فرمود از احتجاج احيا و اماتت بر نمرود بن كنعان بقوله فَإِنَّ اللَّه يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ و نمرود از اين ملزم شد و حيران فرو ماند كما قال تعالى فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ و ذكر إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ در تقرير اول إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ در تقرير ثالث بدون عكس به جهت آنست كه در اول ملاينه فرمود و در ثانى كه شدت شكيمه فرعون در عناد و قلت اصغا بعرض حجج مشاهده نمود و نسبت جنون را از قول إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ بشنيد معارضه نمود آن را بقوله ان كنتم تعقلون القصه چون موسى ذكر سجن شنيد * ( قالَ ) * گفت * ( أَ وَلَوْ جِئْتُكَ ) * آيا مرا در زندان كنى و اگر چه بيارم به تو * ( بِشَيْءٍ مُبِينٍ ) * چيزى روشن را بر صدق دعوى خود يعنى معجزهء هويدا كه جامع باشد ميان دلالت بر وجود صانع و حكمت او و دلالت بر صدق دعوى من در نبوت و رسالت و كلمهء و او براى حاليه است و همزه داخل آن شده بعد از حذف فعل تقدير اينكه ( أ تفعل ذلك و لو جئتك بشيء مبين ) و چون فرعون ذكر معجزه شنيد از آن استبعاد نموده * ( قالَ ) * گفت * ( فَأْتِ بِه ) * بياور آن چيزى را كه مىگويى * ( إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ) * اگر هستى از راست گويان در آنكه ترا بينه هست در دعوى خود چه مدعى نبوت را ناچار است از حجة داله بر صدق او و جزاى شرط محذوفست و تقدير اينست كه ( ان كنت من الصادقين فى دعواك ائت به ) پس حذف جزا شده جهت آنكه امر به اتيان نمودن ببينه دلالت مىكند بر آن يعنى اگر هستى از راستگويان ميآورى آن چيزى را كه مىگويى * ( فَأَلْقى عَصاه ) * پس بينداخت موسى ( ع ) عصاى خود را * ( فَإِذا هِيَ ) * پس آنجا آن عصا بعد از افكندن * ( ثُعْبانٌ مُبِينٌ ) * اژدهايى بود آشكارا يعنى ثعبانيت او ظاهر و هويدا بود كه همه كس آن را ميديد و هيچكس شك در ثعبانيت آن نداشت نه كه مانند چيزى باشد شبيه ثعبان چون اشياء مزوره بشعبده و سحر پس فرعون از مشاهدهء آن بترسيد و مردمانى كه حاضر بودند هزيمت كردند بر وجهى كه در وقت فرار بيست و پنج هزار كس كشته گشت و مرويست كه آن عصا مقدار يك ميل بر هوا مرتفع شد پس سر فرود آورد و روى بفرعون كرد و گفت يا موسى مرنى بما شئت اى موسى بفرما تا آنچه ميخواهى فرو برم فرعون چون اينحال را بديد اظهار عجز و تنزل كرده بموسى ( ع ) گفت اسئلك بالذى ارسلك إلا أخذتها به حق آن كسى كه ترا برسالة فرستاده كه اين را بگير پس موسى آن را بگرفت همان عصا گشت مرويست كه فرعون بعد از مشاهدهء اين آيه گفت كه هيچ آيه ديگرى دارى گفت آرى * ( وَنَزَعَ يَدَه ) * و بيرون آورد